22 بهمن

بازم مثله اينكه اصلا نميشه كاريش كرد . هميني كه هست خوب هستش . همين جوري داري چرخ ميزنم تا يه جايي اگه خدا بخواد آويزون شم . يه مدتي اونجا بايد جا خوش كنم تا وقت رفتن برسه . البته ديگه به چيزي كه قبلا اتفاق افتاده فكر نميكنم . خوب به اينم رسيدن يه توانايي ويژه ميخواد . ديشب اصلا نتونستم بخوابم . همش داشتم چرتو پرت ميديدم . اصلا سرو ته نداشت . ياده شباي امتحان افتادم كه تو خواب براي خودم داشتم مسئله حل ميكردم . خوب اينم يه جورش .

الانم حوصلم سر رفته . اين دمه صبح هم خيلي حال گيريه . اون از شب كه انگار خواب بودم اينم از الان . البته همش تقصير يه انظاره . اونم تا چند ساعت ديگه تموم ميشه . البته اميدوارم كه تموم بشه . بلاخره كاريش نميشه كرد . انتظار و گذاشتن كه آدم بكشه. بله خوب اينم حرف منطقي به نظر ميرسه . مثله هميشه توضيح اون چيزي كه هست .

راستي ديروز 22 بهمن بود . اون جوري كه تصاويره تلويزيون نشون ميداد اين ملت هميشه در صحنه حضور كم نظيري داشتن و حسابي براي استكبار جهاني و اللخصوص آمريكا خط و نشون كشيدن و همگي فرياد انرژي هسته اي را بر زبان جاري كردن . بالاخره ايراني هستيم ديگه . اعمال و رفتارمون قابل پيش بيني نيستش . از هر دري حرف ميزنيم . از هر چيزي مي ناليم . ابراز عقيده ميكنيم . ولي آخرش هر جور كه دوست دارن عمل ميكنيم . البته من به دليل پاره از مشكلات ترجيع دادم به خارج ار تهران برم و دور از اين هياهو براي احقاق حقه هستي اي باشم . البته براي اين ملتي كه نه تفريح دارن نه دل خوشي اين روزا بد نيستش كه يه چرخي تو خيابون بزنن . شايد پسر جووني يه دختر خوب براي خودش پيدا كنه . يا يه دختر خانم ترشيده بخدش باز شه .  بعدشم اين جو تلويزيون بايد يقه يه بنده خدا رو بگيره كه بياد تو خيابون از حقه هسته اي خودش دفاع كنه . البته اين نكته پنهون نمونه كه اين مراسم هم فال هم تماشا . اون جوري كه عوامل استكبار خبر آوردن تو مسيره احقاق حقه هسته اي پذيرايي شاياني از اين دسته مفت خورا به عمل مياد .

 

خيلي از مردم حرف ميزنن . اما اندكي از آنها واقعا ميدونن .

pinkfloydwall

ماری جوانا

 

Dazed and confused

Been Dazed and Confused for so long it's not true
Wanted a woman, never bargained for you
Lots of people talk and few of them know
Soul of a woman was created below. Yeah
You hurt and abused tellin' all of your lies
Run around sweet baby, Lord how they hypnotize
Sweet little baby, I don't know where you've been
Gonna love you baby, here I come again
Every day I work so hard
Bringin' home my hard earned pay
Try to love you baby, but you push me away
Don't know where you're goin
Only know just where you've been
Sweet little baby, I want you again
Been dazed and confused for so long, it's not true
Wanted a woman, never bargained for you
Take it easy baby, let them say what they will
Will your tongue wag so much when I send you the bill

بازم خدا رو شکر همینو دارم

چقدر قشنگه دنباله چيزايي كه نداري بگردي . از اين كوچه به اون كوچه . از اين خيابون به اون خيابون از اين شهر به اون شهر .  هي ميگردي هي ميگردي  . تو اين گشتن متوجه ميشي كه اصلا ارزشش نداره دنبالش بگردي . پس راهت عوض مي كني و از اون ساده تر دنباله يه چيز ديگه ميگردي . همش داري مي گردي ولي اصلا سرت گيج نميره . اصلا اين چيزاي قشنگ مگه تموم ميشن .

آخرش مثله اينكه بايد سرگرم بشيم . از اين بهترم مگه ميشه . اين همه چيز كه ميشه وقتش آدم باهاشون بگذرونه . واقعا از اين بهتر نميشه .

 

اي بابا . از كجا به كجا اين دهن براي خودش پرواز ميكنه . الان يه دفه اين به ذهنم رسيد كه از  شما بپرسم كه تا حالا فكر كردي ....

اي بابا .  مثله اينكه تو اين زمونه همه  قصد دارن بدونن چي ميگذره و نظر اين انسان كوچولو رو به نقطه اي سوق بدن . كه به قول يكي از دوستان دهنشون باز شه . البته اگه فكر مي كني من دارم از چيزي ايراد ميگيرم سخت داري اشتباه ميكني .

برام هميشه جاي سوال بوده كه چرا يه دفعه يه جوري ميشه . جوري كه يه دفعه دگرگون ميشي . مثله اينكه همه فقط تو اون لحظه اي كه بايد باشيم هستيم . باور ها يا غصه هايي كه براي آرامش مي خونيم فقط تو همون لحظه كارايي داره . هر روز بايد به  يه اميد زندگی كنيم تا بتونيم بيشتر لذت ببريم . حالا اصلا اگه فكر ميكني اين قضيه به من ارتباط داره كاملا داري اشتباه مي كني . بازم به قول يكي از دوستان خدا رو شكر .

زمان(پینک فلوید)

ذره ذره دور مي ريزي لحظه هايي كه مي سوزاند روزي دلگير را

تكه تكه بي دريغ تباه مي كني ساعت ها را

سگدو ميزني بر تكه اي از زمين زادگاهت

چشم به راه كسي يا چيزي كه راه را نشانت دهد

 

خسته از آسودن در آفتاب براي تماشاي باران در خانه مي ماني

تو جواني و زندگي دراز و امروز وقت براي تلف كردن زياد است

بعد ميبيني كه يك سال پشت سرت داري

كسي نگفت كي بدوي  تير شروع مسابقه را نشنيدي

 

و مي دوي و مي دوي تا از آفتاب عقب نماني اما او فرو مي رود

و دور مي زند تا از پشت سرت بيرون بيايد

خورشيد به نسبت همان خورشيد است اما تو پير تري

نفست تنگتر يك قدم به مرگ نزديك تر

 

هر سال كوتاهتر مي شود گويي هرگز به زمان نمي رسي

 نقشه هايي كه حاصلشان هيچ است يا نيم صفحه اي خط خطي

بطالت در نوميدي خاموش  اين شيوه انگليسي است

زمان گذشت آواز به آخر رسيد انگار چيز ديگري هم داشتيم كه بگوييم .

ادی ودر

توماس فريدمن-سياست خارجی آمريکا در خاورميانه

برايتان يک آزمون کوچک درباره سياست خارجی دارم: دو کشور را - که کشور الف و کشور ب می نامم - برايتان وصف کنم و شما بگوييد کدام يک متحد آمريکا هست و کدام يک نيست.

اجازه دهيد شروع کنم: کشور الف فعالانه به آمريکا کمک کرد طالبان را در افغانستان شکست دهد و به جای آن يک دولت منتخب متشکل از مسلمانان ميانه رو که حامی آمريکاست بنشاند. زنان کشور الف رای می دهند، در سمت های دولتی خدمت می کنند، اکثريت دانشجويان کشورشان را تشکيل می دهند و به طور کامل در نيروی کار جذب شده اند.

روز يازدهم سپتامبر، شهروندان کشور الف از جمله معدود کسانی در جهان اسلام بودند که به گونه ای خودجوش تجمعی در حمايت از آمريکا برگزار کردند. رئيس جمهور راديکال کشور الف اخيرا برای افزايش محبوبيت خود کنفرانسی درباره اينکه چرا هولوکاست هرگز اتفاق نيافتاده برگزار کرد. يک ماه بعد، کشور الف انتخابات سراسری شوراهای محلی را برگزار کرد و همان رئيس جمهور شاهد بود که رای دهندگان نامزدهای دلخواه او را به نفع محافظه کاران معتدلتر کنار گذاشتند. کشور الف برای منافع استراتژيک خود می خواهد شاهد موفقيت دولت تحت هدايت شيعيان عراق که طرفدار آمريکاست باشد. هر چند اين کشور يک کشور مسلمان درست در مجاورت عراق است اما هرگز بمبگذار انتحاری به عراق نفرستاده و از ديرباز از جوامع يهودی و مسيحی خود حفاظت کرده است. کشور الف به طور سرانه بيش از هر کشور ديگری در خاور ميانه اسلامی، وبلاگ نويس دارد.

آن شاخه از اسلام که اکثريت مردم کشور الف پيرو آن هستند به زنان احترام می گذارد، در پرتو مدرنيت درهايش به روی قرائت های تازه باز است و پوچ گرايی از نوع القاعده را رد می کند.

اکنون کشور ب: 15 تن از 19 هواپيماربای 11 سپتامبر از اين کشور آمدند. کشور ب به زنانش اجازه نمی دهد رانندگی کنند، رای بدهند يا نامزد انتخابات شوند. در کشور ب ساختن کليسا، کنيسه يا معبد هندو قدغن است. کشور ب مسئول حمايت مالی از طالبان بود.

موسسات خيريه کشور ب به بقای القاعده کمک می کنند. مردان جوان در مساجد کشور ب مرتبا اجير می شوند تا در عراق بمبگذاری انتحاری انجام دهند. مساجد و موسسات خيريه کشور ب پول جمع می کنند تا به شورشگری در عراق کمک کنند. کشور ب نمی خواهد که دولت منتخب تحت هدايت شيعيان در عراق موفق شود. درحالی که رهبران کشور ب طرفدار آمريکا هستند، نظرسنجی ها نشان می دهد که بسياری از مردم آن با آمريکا خصومت می ورزند -- برخی از آنها 11 سپتامبر را جشن گرفتند. شاخه ای از اسلام که در کشور ب بيشترين پيروان را دارد، به مساجد سراسر جهان صادر می شود و بيشترين ضديت را با مدرنيته و ساير اديان دارد.

سوال: به نظر شما کدام کشور متحد طبيعی آمريکاست: الف يا ب؟

البته که الف. کشور الف ايران است و کشور ب عربستان سعودی.

عجله نکنيد. می دانم که ايران هم درگير تروريسم عليه آمريکا شده و اينکه سعودی ها در مواقع حساس در برخی زمينه ها از آمريکا حمايت کرده اند. با اين حال نکته ای که می خواهم به کرسی بنشانم اين است که خصومتی که از زمان سقوط شاه در سال 1979 ميان ايران و آمريکا وجود داشته خصومتی طبيعی نيست.

به اقتضای فرهنگ، تاريخ و جغرافيا ما عملا منافع مشترک خيلی بيشتری با مردم ايران داريم. و من تنها کسی نيستم که متوجه اين مساله شده ام.

محمد حسين عادلی، سفير سابق ايران در لندن، در مجمع داووس به من گفت از آنجا که آمريکا دو عدد از بزرگترين دشمنان ايران - طالبان و صدام - را نابود کرده "بحثی در ايران درگرفته که می گويد آيا واقعا ما همچنان بايد با اين شدت مقابل آمريکا عمل کنيم... اکنون آمادگی بيشتری برای ديالوگ با آمريکا وجود دارد."

مهمتر اينکه وقتی مردم می گويند "مهمترين کاری که آمريکا امروز می تواند برای ايجاد ثبات در خاور ميانه انجام دهد حل مناقشه اسرائيل-فلسطين است"، آنها اشتباه می کنند، اين دومين کار مهم است. مهمترين کار اين است که مناقشه ايران و آمريکا حل شود.

اين کار کل خاور ميانه را عوض خواهد کرد و راه را برای حل مناقشه اسرائيل و فلسطين می گشايد، زيرا ايران حامی کليدی حماس، جهاد اسلامی، حزب الله و سوريه است. کمک های فعال ايران همچنين می تواند برای ثبات عراق اهميت حياتی داشته باشد.

برای همين است که با جنگ با ايران مخالفم. من از مذاکره طرفداری می کنم. منزوی کردن ايران مانند حکومت کاسترو در کوبا تنها به توليد همان چيزی که در کوبا شاهد بوده ايم منجر می شود: تقويت کاستروهای ايران. اما برای آنکه گفتگو با ايران مثمر ثمر باشد، بايد از اهرم ها استفاده کنيم.

می پرسيد چه اهرم های موثری وجود دارد؟ ابهامی نگذاريد که ايران نمی تواند کاری کند که ما را از نظر نظامی از خليج (فارس) بيرون براند؛ قيمت نفت را که در خودبزرگ بينی رهبران تندروی ايران نقش کليدی دارد پايين بياوريد. از نظر مالی تندروها را زير فشار بگذاريد. اما همه اين ها بايد با اعلام آشکار اين موضوع همراه باشد که آمريکا قصد تغيير رژيم در ايران را ندارد، بلکه خواستار تغيير رفتار ايران است. همچنين روشن کنيد که آمريکا می خواهد فورا سفارت خود در تهران را بگشايد و اينکه اولين کاری که خواهد کرد دادن 50 هزار ويزای دانشجويی به ايرانی ها برای درس خواندن در دانشگاه های آمريکاست.

فقط همين کار را بکنيد - و بعد عقب بنشينيد و شاهد باشيد که چه بحث خارق العاده ای در ايران درخواهد گرفت. می توانيد خانه تان را روی آن شرط ببنديد.

منبع بی.بی.سی

لحظه ها

 از گفتن ميترسم و از شنيدن لذت نمي برم

گويي هرآنچه هست مي دانم

گفتن از چيزي سخت است و عمل كردن به آن سخت تر

گويي در اين نهان خانه دل من افكار به سادگي مي آيند و از آن ساده تر مي روند

افكاري كه به قول يكي از دوستان بهايي ندارند

ميخندم ميخندم و ميخندم تنها به خودم

يكي را ميبينم و ديگري را از آن آسان تر فراموش ميكنم

در اين رودخانه شناور ميشوم و به هر آنچه به دستم ميرسد آويزان ميشوم

البته در آخر بايد هميشه بخندم و از داستان هايي كه براي خودم شرح ميدهم لذت ببرم . چه آسان خود را به هر كاري توجيه ميكنم كه شايد دريچه اي باشد كه راحت تر زندگي كنم . خود را در زمان رها ميكنم و از آن در لحظه اي كه هستم لذت ميبرم . گويي از ابتدا در لحظه ها متولد شده ام .

 

شعار بدم

عجب رسمی شده این رسم غریب شعار دادن . ول کن معامله هم مثله اینکه اصلا نیستش . هی بگم این خوبه این بده . این چیز اینه اون چیز اونه . خداییش خنده دار از این هستش . اگه یه خورده با دقت بهش نگاه کنی میبینی هیچی مثله اون نمیتئنه خنده تورو در بیاره . راستی این چند روز هر جا میرفتم صحبت از مردن مرده بزرگی مثله آقا خامنه ای بود . بعضی میگفتن که مرده . بعضی هم میگفتن مردنیه .

گفتن این مورد ضروریه که خوشحالی از مرگ کسی خلاف قوانین جاریه . البته شاید بدش این به نظر برسه که تو این گوشه دنیا قانونی اصلا نیستش که بخوای بهش احترام بذاری . حالا اصلا این مزخرفاتو ول کن . همین دیروز پریروز بودش که آقا خودش رو  تو تلویزیون نشون داد و به همه این شایعات بی اساس پایان داد . البته من که براش آرزوی حکومت جاودان بر این خلق بیچاره خدا رو میکنم . حالا در هر صورت نتیجه اخلاقی این شد که اولا به حرفه دیگران زیاد اعتنا نکنید چون ممکنه یعنی حتما ممکنه شما رو گول بزنه . و نتیجه دوم اینکه برای طول عمره این مرده نازنین دعا کنید . شاید همین دعا شما طول عمری باشه برای این رهبر فرزانه .