The Doors

 

The Doors Biography

 

The Doors Biography

 

 

Ray Manzarek - The Doors

Robbie Krieger Biography

 

 

John Densmore Biography

 

 

Ray Manzarek Biography

 

 Jim Morrison Biography

 

 

دیوانه وار دوستش بدار

سلام . امروز یکی از زیباترین آهنگ های گروه درز را براتون با ترجمه نوشتم . آهنگ زیر در آلبوم L.A Woman  گروه درز قرار داره و در سال ۱۹۷۱ منتشر شده . امیدوارم خوشتون بیاد . در ضمن شنیدنشم خالی از لطف نیست .

Don't ya love her madly
Don't ya need her badly
Don't ya love her ways
Tell me what you say
Don't ya love her madly
Wanna be her daddy
Don't ya love her face
Don't ya love her as she's walkin' out the door
Like she did one thousand times before
Don't ya love her ways
Tell me what you say
Don't ya love her as she's walkin' out the door
All your love
All your love
All your love
All your love
All your love is gone
So sing a lonely song
Of a deep blue dream
Seven horses seem to be on the mark
Yeah, don't you love her
Don't you love her as she's walkin' out the door
All your love
All your love
All your love
Yeah, all your love is gone
So sing a lonely song
Of a deep blue dream
Seven horses seem to be on the mark
Well, don't ya love her madly
Don't ya love her madly
Don't ya love her madly

آْيا ديوانه وار دوستش نداري ؟

آيا ديوانه وار دوستش نداري

آيا به او سخت محتاج نيستي

از طرز تفكرش خوشت نمي آيد

نظرت را به من بگو

آيا ديوانه وار دوستش نداري

دوست داري پدرش باشي

قيافه اش را نمي پسندي

آيا وقتي تركت مي گويد دوستش نداري

همانگونه كه هزاران بار چنين كرده است

از طرز تفكرش خوشت نميايد

نظرت را به من بگو .

همه عشقت

همه عشقت بر باد رفت

پس آوازي غريبانه بخوان

از رويايي بس غم انگيز

گويي هفت اسب پشت خط آغاز ايستاده اند

آري آيا دوستش نداري

همه عشقت

آري همه عشقت بر باد رفت

پس آوازي غريبانه بخوان

از رويايي بس غم انگيز

گويي هفت اسب پشت خط آغاز ايستاده اند

آيا ديوانه وار دوستش نداري .؟

خسته شدم

دیگه از خودمم خسته شدم . جدن میگن از دسته خودم حسابی خسته شدم . اون چیزی که داره به من از درونم فرمان میده اصلا اون چیزی نیست که دلم میخواد . مثله این میمونه هر موقع حال کنه یه جور رفتار میکنه . حسابی خسته کننده شده . این امتحان فردا هم حسابی حالمو گرفته . نمیدونم چرا همش دوست دارم فردا زود تر بیاد . این جمعه ها همیشه شکلش خیلی بد بوده . ای بابا .

 

chris de burge-Spanish train


There's a Spanish train that runs between
Guadalquivir and old Saville

And at dead of night the whistle blows

and people hear she's running still

And then they hush their children back to sleep

Lock the doors, upstairs they creep

For it is said that the souls of the dead

Fill that train ten thousand deep

Well a railwayman lay dying with his people by his side

His family were crying, knelt in prayer before he died

But above his bed just a-waiting for the dead

Was the Devil with a twinkle in his eye

"Well God's not around and look what I've found

this one's mine

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light

And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night

But the Devil just grinned and said "I may have sinned

But there's no need to push me around

I got him first so you can do your worst

He's going underground

"But I think I'll give you one more chance"

said the Devil with a smile

"So throw away that stupid lance

It's really not your style"

"Joker is the name, Poker is the game

we'll play right here on this bed

And then we'll bet for the biggest stakes yet

the souls of the dead

And I said "Look out, Lord, He's going to win

The sun is down and the night is riding in

That train is dead on time, many souls are on the line

Oh Lord, He's going to win

Well the railwayman he cut the cards

And he dealt them each a hand of five

And for the Lord he was praying hard

Or that train he'd have to drive

Well the Devil he had three aces and a king

And the Lord, he was running for a straight

He had the queen and the knave and nine and ten of spades

All he needed was the eight

And then the Lord he called for one more card

But he drew the diamond eight

And the Devil said to the son of God

"I believe you've got it straight

So deal me one for the time has come

To see who'll be the king of this place

But as he spoke, from beneath his cloak

He slipped another ace

Ten thousand souls was the opening bid

And it soon went up to fifty-nine

But the Lord didn't see what the Devil did

And he said "that suits me fine"

"I'll raise you high to a hundred and five

And forever put an end to your sins"

But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins

And I said "Lord, oh Lord, you let him win

The sun is down and the night is riding in

That train is dead on time, many souls are on the line

Oh Lord, don't let him win"

Well that Spanish train still runs between

Guadalquivir and old Saville

And at dead of night the whistle blows

And people fear she's running still

And far away in some recess

The Lord and the Devil are now playing chess

The Devil still cheats and wins more souls

And as for the Lord, well, he's just doing his best

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win

The sun is down and the night is riding in

That train is still on time, oh my soul is on the line

oh lord.you've got to win



یک قطار اسپا نیایی در حال حرکت است

از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)

در عمق شب سوت قطار به صدا در می اید...و مردم میشنوند که همچنان درحال حرکت است...

و بعد آنها بچه هایشان را ساکت کردن وبرای خواب بر میگردانند..

درهارو قفل میکنند و آرام به طبقه بالا میخزند..

برای اینکه گفته شده بود ارواح مرده اون قطارو پر کرده بودن به عمق 10 هزار

یکی از ماموران راه آهن در بستر مرگ بود درحالیکه آشناهایش در کنارش بودند.

خانواده اش درحال گریه بودند...زانو زده بودند و قبل از مرگش دعا میکردند.

اما درحالیکه چیزی به مرگش باقی نمانده بود بالای تخت خوابش شیطان ایستاده بود با برقی در چشمانش.

"خوب.خدا در این اطراف نیست تاببیند من چه چیزی پیدا کردم...این یکی مال من است"

در همان لحظه خدا خودش ظاهر شد با یک برق خیره کننده.و به سوی شیطان فریادی زد که:برو گمشو به اعماق شب...

ولی شیطان فقط پوزرخندی زد و گفت" ممکن است من مرتکب گناهی شده باشم ولی احتیاجی نیست که منو از خودت برانی.

من اونو زودتر به دست آوردم .پس تو هرکاری که از دستت برمیاد میتونی انجام بدی(بدترین کاری که ازدستت بر میاد).اون داره به اعماق زمین میره .

ولی من فکر میکنم یه شانس دیگه به تو خواهم داد..این رو شیطان گفت با یک لبخند.

پس اون نیزه احمقانه تو کنار بذار. چون این واقعا روش تو نیست.(بهت نمیاد)

اسم جوکره... اسم بازی پوکره..

ما بازی خواهیم کرد درست همینجا روی تخت اون.و ماشرط بندی میکنیم برای بزرگترین جایزۀ ممکن.... روح این مرده..."

و من گفتم:"خدایا..مراقب باش..او دارد برنده میشود.خورشید غروب کرده و شب فرا میرسد.اون قطار مرگی سر وقت است..ارواح زیادی در خطر هستند..

اوه خدا...او دارد برنده میشود."

بعد مامور راه آهن ورقها رو بر زد و به هر کدوم 5 کارت داد.و اون برای خدا به سختی دعا میکرد وگرنه قطاری که مجبور به روندنش بود......

بهر حال...شیطان سه تا آس داشت با یک شاه..

و خدا...اون داشت استریت رو جور میکرد.اون یک ملکه (بی بی)داشت.و یک سرباز و نه و ده پیک.تنها چیزی که لازم داشت یک هشت بود.

بعد خدا یه کارت دیگه خواست...ولی يه هشت خشت دريافت كرد...

و شیطان به خدا گفت:"فکر کنم میخواستی استریت کنی...پس یک ورق به من بده که تا وقت باقیه بفهمیم چه کسی پادشاه اینجاست."

ولی درحالیکه اون حرف میزد از زیر ردای خودش یه اس دیگه در آورد...

ده هزار روح پیشنهاد شروع کار بودن...و اون خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید...

اما خدا کاری رو که شیطان کرد ندید و گفت:همین کافی است ..من 150روح اضافه میکنم و برای همیشه به گناهان تو پایان خواهم داد...

ولی شیطان فریاد بلندی کشید:دست من برد(من بردم.)....

و من گفتم:"خدایا...اوه خدایا...تو گذاشتی اون ببره..

خورشید غروب کرده و شب در حال فرا رسیدن است...اون قطارمرگ سر وقت رفت ...ارواح زیادی در خطرهستند..اوه خدایا به او اجازه نده ببرد...

بهرحال اون قطار اسپانیایی هنوز در حال حرکته

از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)

و در اعماق شب سوت قطار به صدا در آمد... و همه میترسند از اینکه آن هنوز حرکت میکند....

و خیلی دورتر پس از یک استراحت کوتاه..خدا و شیطان حالا در حال بازی شطرنج هستند..و شیطان هنوزهم تقلب میکند و ارواح بیشتری میبرد...و درباره خدا...اون بهترین کاری که از دستش برمیاید انجام میدهد..

و من گفتم خدایا...اوه خدایا تو باید برنده بشوی..

خورشید غروب کرده و شب فرا رسیده..اون قطار مرگ هنوز سر وقت است....اوه روح من هم در خطر است...

اوه خدایا تو باید برنده شوی......

Heart-Shaped Box

She eyes me like a pisces when I am weak

I've been locked inside your Heart-Shaped box for weeks

I've been drawn into your magnet tar pit trap

I wish I could eat your cancer when you turn back

 

!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice

!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice

Your advice

 

Meat-eating orchids forgive no one just yet

Cut myself on angle's hair and baby's breath

Broken hymen of your highness I'm left black

Throw down your umbilical noose so I can climb right back

 

!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice

!Hey!  Wait

I've got a new complaint

Forever in debt  to your priceless advice

Your advice

  

آن گاه که ضعیف و شکننده ام، طوری می نگردم که انگار حوتی دیده است

هفته هاست در قلبت که شکل جعبه شده، زندانی ام

و در دام جاذب آزار دهنده ای که برای به مبارزه طلبیدنم گسترده ای، گرفتار

ای کاش می توانستم سرطانت را ببلعم تا نجات پیدا کنی

 

هی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم

هی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم

هی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم

نصیحتت...

 

ارکیدهای گوشت خوار تا به حال کسی را نبخشیده اند

خودم را فدای گیسوان فرشتگان و نفس کودکان می کنم

به خاطر پاکی از دست رفته ات ـ ای بزرگوارـ سرافکنده ام

پس کمندت را بیفکن تا دوباره به جایی که بودم، بازگردم

 

هی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستمهی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم

هی... صبر کن

یک شکایت دیگر هم دارم...

تا ابد مدیون نصیحت ارزشمندت هستم

نصیحتت...

Peace sells

?What do you mean I don't believe in God

I talk to him every day

?What do you mean I don't support your system

I go to court when I have to

?What do you mean I can't get to work on time

I got nothing better to do

?And,What do you mean I don't pay my bills

?Why do you think I'm broke?Huh

 

If there's a new way

I'll be the first in line

But.it better work this time

 

?What do you mean I hurt your feelings

I didn't know you had any feelings

?What do you mean I ain't kind

I'm just not your kind

? What do you mean I couldn't be president of United States of America

?Tell me something still"we the people" right

If there's a new way

I'll be the first in line

But,it better work this time

 

?Can you put a price on peace

 

Peace,peace sells...peace,peace sells

?Peace sells...but who's buying

?Peace sells...but who's buying

?Peace sells...but who's buying

?Peace sells...but who's buying

No,peace sells

 

منظورت چیه من به خدا ایمان ندارم؟

من هر روز با او حرف میزنم

منظورت چیه من طرفدار نظام شما نیستم؟

هر وقت که مجبور شوم به دادگاه میروم

منظورت چیه نمیتوانم به موقع سر کار برسم؟

کار بهتری نمیتوانم انجام دهم

و منظورت چیه من صورتحسابها را نمیدهم؟

چرا فکر میکنی من ورشکسته شده ام؟

 

اگر راه جدیدی وجود داشته باشد

من نفر اول صف خواهم بود

اما بهتر است این بار نتیجه بدهد

 

منظورت چیه من احساسات تو را جریحه دار کرده ام؟

من نمیدانستم اصلا" احساساتی هم داری

منظورت چیه من مهربان نیستم؟

من تنها مانند تو نیستم

منظورت چیه من نمیتوانم رئیس جمهور آمریکا باشم؟

به من بگو آیا عبارت"ما مردم هستیم" هنوز هم حقیقت دارد؟

 

اگر راه جدیدی وجود دارد

من نفر اول صف خواهم بود

اما بهتر است این بار نتیجه بدهد

 

آیا میتوانی روی صلح قیمت بگذاری؟

 

صلح.صلح رو میفروشن...صلح.صلح رو میفروشن

صلح رو میفروشن...اما کی میخره؟

صلح رو میفروشن...اما کی میخره؟

صلح رو میفروشن...اما کی میخره؟

صلح رو میفروشن...اما کی میخره؟

نه.صلح رو میفروشن

No Leaf Clover

?Can he feel it's bright this time

On this crash course we're the main time

He's admired to the

Distant thunder

...Duty fills his head with wonder

 

Says it feels bright this time

Turned around and found the bright light

"!Good day to be alive, sir"

!Good day to be alive he says, yeah

 

And it comes to be

That the soothing light

At the end of your tunnel

Is just a freight train

Coming your way

 

?Don't it feel allright like this

All the things respond to his wish

Suffer for that great reward, for

Suffer for that great reward he said

 

And it comes to be

That the soothing light

At the end of your tunnel

Is just a freight train

Coming your way

And it comes to be, yeah

...And it comes to be

 

 

آیا او این بار می تواند روشنی را احساس کند؟

این خرد شدن زمان افتخار ماست

او به رعدی در دوردست ها، عشق می ورزد

و احساس وظیفه

فکر او را با شگفتی پر کرده است...

 

می گوید این بار این احساس واضح است

بگرد و راه روشن را پیدا کن

((روز خوبی برای زنده ماندن است، آقا!))

او می گوید که روز خوبی برای زنده بودن، آره!

 

و اینگونه است که نوری آرام بخش

از انتهای تونل تو

مبدل به یک قطار باری می شود

که به سویت می آید

 

آیا درست اینگونه نیست؟

همه چیز به خاطر آرزوهایش فرو می ریزد

برای آن هدیه ی بزرگ رنج بکش

آری او می گوید برای آن هدیه ی بزرگ رنج بکش

 

 

و اینگونه است که نوری آرام بخش

از انتهای تونل تو

مبدل به یک قطار باری می شود

که به سویت می آید

که برای بودن می آید

آری، برای بودن می آید...

امروز

امروز باز وسوسه میشم . شاید فقط به خاطره یه جایه خالیه . هر موقع تصمیم بزرگی میگیرم همین جور میشه . دوباره و دوباره وسوسه . الان از روشنایی هم میترسم . مثله اینکه هر کی یه نگاه تو این موجود میندازه خواسته هایی سریع مطرح میشه . تازه خیلی هم حق به جانب تشریف دارن . بابا بی خیال . نوشتن از این کلمات نه فایده و سودی داره .

امروزم میگذره . فردا بازم صبح میشه . اما تنها چیزی که هست همینی که هست .

این چند روز

این چند روز هم گذشت . وقتی به عقب بر میگردم ته دلم خالی میشه . اما شد . حالا از اینجا معلوم نیست چه اتفاقی می افته . کار سختش تازه از اینجا شروع میشه . وقتی حس میکنی همش باید یه کاری بکنی اما فقط نشستی . انگار ذهنت توسط یه عامل خارجی احاطه شدم .

 

سنگسار

در پاره ‌ای روايتهای اسلامی آمده که ريختن خون مسلمان تنها در سه صورت حلال می‌ شود: کفر پس از ايمان، زنای مرد يا زن همسردار و قتل.

به نص قرآن، بالاترين جرم در اسلام شرک به خداوند است؛ با اين همه در سنت اسلامی، سخت ‌ترين نوع مجازات برای آميزش جنسی خارج از چارچوب ازدواج، بويژه آميزش زن يا مرد همسردار و نيز لواط يا عمل همجنسگرايانه مردان در نظر گرفته شده است.

مجازات سنگسار برای مرتکب شونده زنا از مباحث پيچيده شريعت اسلامی است و درباره جزئيات آن اختلاف نظر فراوانی ميان مکتبهای فقهی سنی و شيعی وجود دارد.

حکم رجم يا مجازات سنگسار در قرآن که در مقام منبع نخستين شريعت اسلامی به رسميت شناخته می‌ شود وجود ندارد اما آن‌ گونه که در پاره‌ ای متون فقهی اوليه آمده، پيامبر اسلام خود دستور سنگسار را در چند مورد صادر کرده است.

تقريباً ميان مفسران و محدثان اتفاق نظر وجود دارد که آيه ‌ای هم در وجوب اجرای مجازات سنگسار بر پيامبر نازل شده اما اينکه چرا اين آيه اکنون در قرآنی در دست ماست وجود ندارد، موضوع مناقشه‌ های فراوان است.

جلال الدين سيوطی، قرآن ‌شناس و مفسر نامدار مصری در قرن دهم هجری، در کتاب الاتقان فی علوم القرآن از عايشه، همسر پيامبر نقل کرده که سوره احزاب که در روزگار پيامبر خوانده می ‌شد، دويست آيه داشت اما زمانی که عثمان خليفه سوم مسلمانان قرآن را تدوين و مکتوب کرد شماری از آيات، از جمله آيه سنگسار را از قلم انداخت.

در قرون اخير، رفته رفته، باور به تحريف قرآن هواداران خود را در ميان مسلمانان از دست داده و تقريباً همه پيروان اسلام باور دارند مصحف عثمان، بی ‌کم و کاست و تغيير، همان قرآنی است که بر محمد پيامبر اسلام نازل شده است.

از اين رو، شمار بسياری از مفسران می‌ انگارند آيه سنگسار بر پيامبر نازل شد و نخست پاره‌ ای از قرآن بود و سپس پيامبر به دستور خداوند آن را از قرآن برداشت، به اين معنی خواندن اين آيه نسخ شد بدون آنکه حکم آن منسوخ شود.

موضوع ديگری که اغلب مفسران بر سر آن هم نظرند اين است که مجازات زنا به صورت تدريجی وارد احکام اسلامی شده است.

در آيه پانزدهم سوره نسا آمده زنانی که زنا کنند و چهار نفر بر عمل آنها شهادت ‌دهند بايد در خانه حبس شوند تا بميرند.

برخی مفسران مانند علامه محمدحسين طباطبائی، نويسنده تفسير الميزان می ‌گويند اين آيه با آيه ديگری در سوره نور که مجازات تازيانه را برای مرد و زن (مجرد) زناکار وضع کرده، نسخ شده است.

شماری ديگر از مفسران باور دارند اين آيه نه با آيه ‌ای ديگر، که با سخن يپامبر نسخ شده است.

فقيهان عمدتاً می ‌گويند زنا از سه راه ثابت می‌ شود: شهادت چهار مرد، آبستنی زن يا چهار بار اعتراف زناکار.

شهادت چهار مرد نيز شرايط ويژه ‌ای دارد که در عمل، کار گواهی را دشوار می ‌کند زيرا بايد هر چهار نفر به چشم خويش عمل آميزش جنسی را مشاهده کنند.

اگر سه نفر شهادت دهند و فرد چهارمی در کار نباشد، آن سه نفر تازيانه می ‌خورند.

در جزييات مسئله شهادت و آبستنی يا اعتراف هم اختلاف نظرهای فقهی فراوان است.

روايات اسلامی بسياری تأکيد کرده‌ اند که زناکار اگر توبه کند، گناهش بخشيده می ‌شود و مجازات بر او اجرا نمی‌ شود.

برخی روايات نيز به اختيارات حاکم اسلامی اشاره می ‌کنند که حتی بدون توبه زناکار می ‌تواند از گناه او درگذرد و از مجازات چشم‌ پوشی کند.

از طرف ديگر، دشواری شرايط اثبات زنا راه را بر اسقاط مجازات هموار کرده است.

مثلاً اگر زن آبستن بگويد که به اجبار تن به عمل جنسی داده نمی‌ توان سنگسارش کرد يا حتی اگر کسی سه بار اقرار به زنا کرد و بعد حرف خود را پس گرفت حکم زنا اثبات نمی ‌شود.

پيچيدگی و سختگيری در اثبات عمل زنا و اجرای مجازات سنگسار آن اندازه بوده که به گواهی تاريخ اسلام، در عمل اين مجازات به شکل چشمگيری اجرا نشده است.

اين نکته را نيز بايد در نظر گرفت که پيش از ظهور اسلام در جزيرة العرب زنا مجازاتی رسمی نداشته و حتی اگر مردی زنا می‌ کرده، موجب غرور و تفاخر هم بوده است.

شماری از تاريخنگاران معاصر از رواج و آزادی روابط جنسی در جامعه آن دوران سخن گفته و با شواهد تاريخی نشان داده ‌اند که چگونه مجازات زنا قانونگذاری شد.

از نگاه اين تاريخنگاران مسلمان، پيامبر اسلام طی دوران پيامبری خود فرماندهی بيست و هفت جنگ را بر عهده گرفت و فرماندهی هشتاد و سه نبرد را نيز به ياران نزديک خود سپرد.

شرايط مستمر جنگی که مسلمانان در آن به سر می‌ بردند، ضرورت تأمين جنسی خانواده را ايجاب می‌ کرد و رزمندگان نيازمند بودند از وفاداری جنسی زنان خود اطمينان يابند تا با خيالی آسوده در جبهه نبرد شرکت کنند.

ظاهراً مجازات سنگسار برای آميزش جنسی خارج از چارچوب ازدواج در سرزمينهايی غير از خاورميانه سابقه نداشته است.

در ميان اديان بزرگ، نخست يهوديت و سپس اسلام مجازات سنگسار را تشريع کردند، هرچند در يهوديت نيز مانند اسلام از نظر تاريخی اين مجازات بندرت اعمال شده است.

در قرآن، فاش کردن روابط جنسی ديگران (تشييع الفاحشة) نکوهش شده و در متون اسلامی حتی از شخصی که مرتکب عمل جنسی خلاف شريعت می‌ شود خواسته شده آن را پنهان کند و در نهان به توبه روی آورد.

بر اين روی، رواج مجازات سنگسار بيش از آنکه به حکم الهی پيوند داشته باشد، با فرهنگهای اسلامی و ويژگيهای آنها ارتباط می ‌يابد.

مثلاً در کشور اسلامی تونس، بنابه سنت، پنهان کردن روابط جنسی بيرون از دايره ازدواج زنان، شيوه مرسوم خانواده ‌های ثروتمند است.

يعنی پنهان کردن روابط جنسی با مسئله ثروت اقتصادی ارتباط دارد و مردان ثروتمند در درون خانواده می ‌کوشند خود زنان را مهار کنند اما فقيران "تخلفات جنسی" زنان خود را به محکمه و قضاوت قاضی و مجازات می‌ سپارند.

در مصر، روابط جنسی آزاد زنان موجب جريحه‌ دار شدن "شرف" و "غرور" اجتماعی مردان انگاشته می ‌شود و مسئله ‌ای است بيشتر مربوط به منزلت اجتماعی.

در تاريخ مصر، زنان زناکار را به رود نيل می ‌افکندند اما ضرب المثلهای مصری فراوانی نيز هست که مرتکب زنا را به پنهان کردن آن فرا می‌خواند.

اين همه در حالی است که مسئله مجازات سنگسار امروز به يکی از نمونه ‌های ناسازگاری شريعت اسلامی با ميثاق بين المللی حقوق بشر بدل شده است.

به نظر می ‌رسد در دوران جديد، مسئله سنگسار از سياق فقهی خود خارج شده و از گفتار سنتی اسلامی به گفتار بنيادگرايی اسلامی منتقل شده است.

يکی از ارکان بنيادگرايی اسلامی، باور به ضرورت اجرای يکايک احکام شريعت است.

اگرچه در تمام جهان اسلام اکنون تنها شش کشورند که حکم سنگسار را در قوانين جزائی خود گنجانده‌ اند: نيجريه، سودان، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ايران، جمهوری اسلامی افغانستان و امارات متحده عربی.

با آنکه اجرای احکام شريعت يکی از بنيانهای اصلی گفتار بنيادگرايی اسلامی است، شماری از کشورهايی که ظاهراً در پی اسلامی کردن همه قوانينند، در عمل نتوانسته‌ اند بسياری از قوانين اسلامی را به قوانين کشوری بدل کنند.

مثلاً در کشوری مانند ايران، بسياری از قوانين مدنی، جزائی، کيفری و ديگر قوانين با شريعت انطباق کامل ندارد.

به عنوان مثال، در اسلام پيروان اديان يهوديت و مسيحيت بايد برای زندگی در سرزمين اسلامی مالياتی خاص (جزيه) پرداخت کنند اما در ايران اين حکم اجرا نمی‌ شود.

از سوی ديگر، بر پايه نظريه ولايت مطلقه فقيه، فقيه می ‌تواند بنابر مصلحت‌ بينی خود احکام شريعت (احکام اوليه) را به حالت تعليق درآورد و مصلحت نظام را بر اجرای شريعت برتر شمارد.

بر اين اساس، شايد نزاع ميان مدافعان حقوق بشر و هواداران اجرای شريعت در زمينه مسائلی مانند اعدام يا سنگسار به مسئله ‌ای فراتر از ناسازگاری شريعت و نظام حقوقی مدرن باز‌گردد.

شماری از احکام اسلامی مانند اعدام و سنگسار، هرچند در واقعيت جاری بدان عمل نشود به نشانه وفاداری به سنت اسلامی و تعلق به گفتار بنيادگرايی است.

در نتيجه، جدال بر سر مسئله‌ ای مانند سنگسار را بايد در چارچوب فراختری پيش کشيد؛ يعنی چالش بنيادگرايی اسلامی با جهان جديد و به احتمال بسيار، با تفسير و قرائت تازه از متون و تاريخ شريعت، دشوار بتوان بر اين جدال سخت چيره شد.