در حاشيه مجمع عمومی سازمان ملل

يکی از مهم ترين چيز هايی که در حاشيه اجلاس سازمان ملل توجه خبرنگاران را جلب می کند ديدارهای سران کشور هاست.

به عنوان مثال، جورج بوش قرار است با تعداد زيادی از رهبران اروپايی، آسيايی و آفريقايی ديدار کند.

معمولا در مورد اين ديدار ها چيز زيادی به بيرون درز نمی کند اما در واقع بخش مهمی از رايزنی های بين المللی که مشخص می کند کشورها در اجلاس عمومی يا در اجلاس شورای امنيت چه مواضعی اتخاذ خواهند کرد، در همين ديدارها انجام می شود.

بعضی از اين ديدارها و جلسات حاشيه ای بنا به مقتضيات و بحران های منطقه ای است مثلا وزيران خارجه ايران و آمريکا در يک اجلاس همسايگان عراق به علاوه اعضای دايم شورای امنيت شرکت کردند. بعد از اينکه ژاک شيراک رييس جمهور فرانسه روز دوشنبه اعلام کرد که به نظر او مذاکره در باره مسائل هسته ای را با ايران بايد ادامه داد حالا بسياری منتظرند ببينند که بعد از ديدار آقای شيراک با جورج بوش، آنها در مورد نتيجه بحثهای خود چه می گويند چرا که به نظر می رسد آمريکا از کشدار شدن مذکرات اروپايی ها با ايران سرخورده شده است.

در ميان موضوعات مرتبط با حضور هيات ايرانی در اجلاس، خبرنگاران بيش از همه به سخنرانی آقای احمدی نژاد در مجمع و واکنش سران کشورها به آن علاقه مند هستند چون سال گذشته او در بازگشت به ايران گفت که در اجلاس سازمان ملل رهبران کشورها مبهوت حرف های او شده بودند.

در همين حال از آنجا که هم جورج بوش و هم محمود احمدی نژاد در يک روز (به فاصله چند ساعت) سخنرانی دارند، کنجکاوی برخی خبرنگاران تحريک شده که آيا ممکن است اين دو در راهروهای سازمان ملل هنگام ورود يا خروج با هم روبرو شوند؟ خبرنگاران حتی در مورد احتمال چنين رويارويی از "مارک براون" معاون کوفی عنان پرسيدند اما او گفت مطمئن است که هر دو رهبر و همراهان آنها تمام تلاش خود را خواهند کرد تا چنين اتفاقی رخ ندهد.

دعوت از احمدی نژاد برای سخنرانی

يک موسسه پژوهشی آمريکايی به نام "شورای روابط خارجی" که در نيويوک مستقر است، از محمود احمدی نژاد دعوت کرده که در اين موسسه سخنرانی کند. برخی از اعضای اين موسسه، در دولتهای پيشين ايالات متحده عضو بوده اند.

آقای احمدی نژاد هنوز پاسخی به اين دعوت نداده است.

سخنرانی محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل حدود دو هفته بعد از رشته سخنرانی های محمد خاتمی رئيس جمهور پيشين در چند شهر آمريکا ايراد می شود و بار ديگر توجه به ايران را در رسانه های آمريکا دامن می زند.

در طول ديدار آقای خاتمی چندين مصاحبه با او انجام شد، سخنرانی های او بازتاب گسترده ای يافت و بحث در مورد ديدار او و اينکه چرا رواديد برايش صادر شده بارها در مصاحبه های مطبوعاتی مقامات آمريکا مطرح شد.

مصاحبه رئيس جمهور احمدی نژاد با هفته نامه تايم نشان داد که او نيز مايل است باب گفتگو با رسانه های آمريکايی را باز نگاه دارد، به گفته يکی از خبرنگاران آمريکايی، گويی آقای احمدی نژاد قصد دارد مناظره پيشنهادی خود با جورج بوش را به اين گونه، يعنی از طريق رسانه ها پيش ببرد.

'ماه ايران'

احمدی نژاد
سخنرانی ها و خبر های مربوط به مذاکرات خاوير سولانا و علی لاريجانی باعث شده تا جای ايران در نشريات و شبکه های آمريکايی همچنان محفوظ بماند.

گويی اين ماه در رسانه های آمريکا ماه ايران است. از جمله خبر هايی که باعث شده اسم ايران زياد اينجا و آنجا تکرار شود محروم شدن تعدادی از همراهان آقای احمدی نژاد از رواديد توسط مقامات آمريکاست.

وقتی روز دوشنبه در اين باره از سخنگوی دبير کل سازمان ملل سوال شد او گفت سازمان ملل سعی کرده اين موضوع را از طريق به گفته او "ديپلماسی پنهان و گفتگو های غير رسمی با مقامات آمريکايی" حل کند اما موفق به انجام اين کار نشده است.

اين جنجال های ديپلماتيک و خبری حالا در نيويورک مقر سازمان ملل متمرکزشده است. ديدارهای سران کشورها باعث شده تا پليس بعضی از خيابان های اصلی شرق نيويورک نزديک به مقر سازمان ملل را ببندد و همين کار موجب ازدحام ماشين ها به خيابان های ديگرشده است.

ترافيک شرق نيويورک در اين روزها به حدی است که پليس با پخش اطلاعيه هايی در شرق شهر به مردم در اين مورد هشدار داده است.

با گشتی در خيابان های اطراف مقر سازمان ملل می توان ديد که مردم از اين وضع راضی نيستند. يک شبکه خبری شهر نيويورک اوايل هفته به بينندگان گفت که با کمال تاسف آن ها بايد عبور کاروان های پر سرو صدای ديپلماتيک و راهبندان های آنچنانی را تا آخر هفته تحمل کنند.

در طول اجلاس ماشينهای ديپلمات ها حتی روی کارکرد پارکينگ های شهر هم تاثير می گذارد.

نکته جالبی که در روزهای گذشته در يکی از هفته نامه ها مطرح شد اين بود که چنين مواقعی معمولا راننده های ديپلمات های کشورهای کمتر توسعه يافته بيشتر جريمه می شوند به اين دليل که يا کمتر با مقررات نيويورک آشنا هستند يا اين مقررات را کمتر رعايت می کنند.

Muslims are not terrorist but all Terrorists are Muslim

 

مسلمانان تروريست نيستند ولی هر تروريستی مسلمان است

 

Ms. Carole MacNeil

 

خانم کارول مک نيل

It is great pleasure watching your Sunday Report

بسيار جای خرسندی است که برنامه گزارش يکشنبه شما را می بينم

Yesterday your interview with Brian Saint-Paul from Crisis Magazine and the other gentleman from Toronto Mosques (Muslim community) draw attention of every members of my household

ديروز مصاحبه ای داشتيد با برايان سنت پال از نشريه گرفتاری و شخص ديگری از مسجد های تورنتو (چامعه مسلمانان) که توجه همه افراد فاميل مرا جلب کرد.

The fact of the matter is that

It is only good for Muslims

حقيقت اين است که:

فقط برای مسلمانان خوب است که:

To Take hostage گروگان بگيرند

To Burn churchesکليسا ها را آتش بزنند

To Kill a Nun خواهر روحانی را بکشند

To Behead in front of the Camerasدر مقابل دروبين سر ببرند

To Terrorize in Toronto,  London Tube, Madrid Train, New York Twin Towers, in Chechnia, in Iran, in Bali, in Iraq, in Somalia, in South America, you just name it

To have strong verses in their HOLY (!) book read some phrases here

وحشت ايجاد کنند، در مترو لندن، در ترن مادريد، در دوقلو های نيو يورک در چچنيا، ايران، بالی، در عراب و سوماليا آمريکای جنوبی و شما همينطور نام ببريد

To insult Jews, Christians به يهوديان و مسيحيان توهين کنند

To Deny Holocaustهولو کاست را منکر شوند

To insult Jewish graveyardsقبرستان های يهوديان را مورد اهانت قرار دهند

To terrorize Jewish Schools مدرسه های يهوديان را به وحشت اندازند

To threaten the Europe, (see some placards here-below) اروپا را تهديد کنند (به عکس های زير نگاه کنيد

To pressure the human beings انسان ها را زير فشار قرار دهند

To terrorize women in their society موجبات وحشت زنان در جامعه خودشان باشند

To insult humanity’s intelligence toward FREEDOM of Speech and Freedom of Thought, خرد مردمان را در باره آزادی سخن گفتن و آزادی انديشه مورد اهانت قرار دهند

To Dissimulate دروغ گوئی و دوروئی و پنهان کاری بکنند

To Use hypocrisy از هر نوع ريا کاری دورنگی و تزوير و نفاق بهره بگيرند

To Obfuscate مردم را گيج و مبهوت بکنند و آنان را در تاريکی بگذارند

To have deception نيرنگ و فريب و گول زدن را بکار گيرند

To Cheat تقلب کنند

To Flogشلاق بزنند

To hangحلق آويز کنند

To stoneسنگسار کنند

To cut hands دست ببرند

Take  eye for eye, ear for ear..  چشم برای چشم و گوش برای گوش بگيرند

To …   you just name it … يا هر کار ديگری در اين مورد

 

But when a true Quote extracted from their own book rightly surfaces in one speech or in form of a cartoon they are intimidated DEMANDING for an apology (!) Just so amazing…

ولی هنگاميکه يک نقل قول درست از کتاب خودشان در يک سخنرانی ظاهر می شود يا بصورت کارتون ديده می شود فوری درخواست پوزش بکنند (!) اين شگفت انگيز نيست؟

Is there any one in the Christian, Jewish, Buda, Orthodox, Catholic, groups emphasizing and insisting the Muslims to apologies for what is written to the body of their Koran for 1400 Years?  Just  read some phrases here;  don’t you think these are insulting??  

آيا در ميان مسيحيان، يهوديان، بودائی ها، ارتودوکس ها، کاتوليک ها يا گروه های ديگر کسی نيست که اصرار ورزد مسلمان ها از آنچه در بدنه کتاب قرآن خودشان از 1400 سال پيش نوشته شده است پوزش بخواهند؟ فقط اين جند نمونه را بخوانيد ....  آيا شما فکر نمی کنيد اينها همه توهين آميز است؟

 

Why only other world should apologize to the world of Islam…?? What about Muslims apologizing the others, for the Twin Towers, Kobar, Bali, London, Madrid, Toronto, plots after plots, genocides after genocides, terrorize after betrayal, tyranny following bullying, trickery following dissimulation…   why?

چرا فقط جهان بايستی از مسلمانان پوزش بخواهد؟ چرا مسلمانان از آنچه در برج های دوقلو درکوبار، بالی لندن و مارديد و تورنتو ويا نقشه پشت نقشه، کشتار جمعی بدنبال خيانت، ستم بدنبال قلدری و گردن کلفتی، حقه بازی بدنبال دروغ پردازی و پنهانکاری انجام می شود کسی پوزش نمی خواهد؟ چرا؟  

Mr. Brian St. Paul got big hands several times answering the person from Toronto Muslim community In my household,.. We gave him credit in keeping his civilized answers in a polite tone, while the other gentleman (!) from Muslim community used harsher words jumping into the conclusion, & your colleague Ms. MacNeil took side with him

آقای برايان سنت پال در پيروی پاسخ های معقولش به آن شخص از جامعه مسلمانان چندين بار در منزل من مورد تشويق قرار گرفت، ما به او امتياز داريم که چقدر مودبانه و متمدانه با لحنی مودب جواب اين شخص را داد در حاليکه خانم مک نيل همکار شما از او حمايت کرد.

 

Such a great personality like Pope Benedict took such extraordinary apologetic step that never occurred in the life of Vatican and these Muslims are not even satisfied a bit

يک شخصيت ممتازی مثل پاپ بنديکت قدم پوزش خواهانه ای برداشت که هيچگاه در تاريخ واتيکان معمول نبوده است حتا اين مسلمان ها را راضی نکرده است

They do not even ashamed of burning down the church in Gaza, and killing the Italian nun. What a pity

آنها حتی از آتش زدن کليسا در نوار غزه و از کشتن نان (خواهر روحانی) ايتاليائی شرم نمی کنند...  چه افسوسی

Let me tell you this;  Out of over 6,000 verses of Koran nearly  3000 verses are hatred, calls for beheading or killing non-Muslims

 

[9.123] O you who believe! fight those of the unbelievers who are near to you and let them find in you hardness; and know that Allah is with those who guard (against evil).

سوره 9 آيه 123 شما ايمان آورندگان، بجنگيد بر عليه همه کسانی که ايمان نياورده اند آنانی که به شما نزديکند هرجا که پيدايشان کرديد بکشيد آنها را و بدانيد که خدا با کسانی است که او را بر عليه شيطان حفاظت می کنند

 

Why don’t they apologize to the world?? چرا اينها از دنيا پوزش نمی خواهند>؟

 

Why the elements of the Islamic Regime(s) cross the responsibility line at all time and they do not apologize to the world

چرا ايادی رزيم اسلامی که از خط مسئوليت عدول می کنند هرگز از جهان پوزش نمی خواهند؟

 

When they bash Jews, when they deny the holocaust, something that is not even related to their society and considered meddling in one’s other business, when they burn the other nations’ flag, when they ridicule the Bible or Torah don’t they have to say sorry

وقتی يهوديان را مورد اهانت قرار می دهند، وقتی هولوکاست را انکار می کنند، وقتی به کاری که به آنان مربوط نيست دخالت می کنند، وقتی پرچم ملی کشور های ديگر را آتش می زنند وقتی تورات و انچيل را مسخره می کنند چرا اينها معذرت می خواهم را بزبان نمی آورند؟

 

When they established the Holocaust Cartoon exhibition, (criticized by Mr. Kofi Annan for the wrongdoing so!) do not they have to ask for forgiveness?

وقتی آنها نمايشگاه کارتون های ضد هولوکاست تشکيل می دهند (که مورد انتقاد آقای کوفی عنان هم قرار می گيرد) ببخشيد را بزبان نمی آورند؟

Who gave these people such “terrorist” agenda to work with?? What kind of media provides them with the podium? What kind of local authorities gives them permission to demonstrate?

چه کسی به اين مردمان چنين ماموريتی وحشت و سرمشقی را داده است؟ کدام يک از رسانه های گروهی اين سکوی سخنرانی را در اختيار آنها گذاشته است؟ چه نوع حکومت های محلی هستند که به اين ها اجازه داده است تظاهرات بکنند؟

In my personal opinion, what Pope Benedict did was a right thingبنظر شخص من آنچه پاپ بنديکت گفت حقيقت محض است.

By doing so, proven to the world how dangerous and how tyranny these fundamentalists are, he took two nice steps, demonstrated the BRUTAL behavior of  a religion that is behind all “terrorists”, and then he came out as a civilized personality, apologizing although fundamentally knew that the quote he used is the right thing. The good thing for the world is that is aware he has not done anything wrong.

با انجام اينکار او ثابت کرد که اين متعصبين مذهبی چقدر خطرناک و وحشت آفرين هستند و با پوزش خواهی خود ثابت کرد گرچه می داند آنچه نقل قول کرده است درست است ولی از بابت آن پوزش خواهی کرد. آنچه خوب است اينکه جهان فهميده است که او کار اشتباهی نکرده است

 

سربازان امام زمان

متن خودکشی کرت کوبین

ای بودا از زبان یک ساده دل با تجربه که آشکارا به یک اخته و بچه غرغرو تبدیل شده صحبت میکنم.این یادداشت باید کاملا"راحت فهمیده شود. همه اخطارهایPunk-rock 101 طی این سالها از اولین آشنایی ام با اخلاقیاتی که همراه استقلال می آید و تحقیرهای جامعهء شما ثابت شده است که صحیح است. مثلا"وقتی بشت صحنه هستیم و چراغ ها خاموش می شود و فریاد دیوانه وار جمعیت شروع می شود آن گونه که فردی مرکوری را تحت تاثیر قرار می داد بر من اثر نداشت به نظر می رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت میبرد لذتی که من کاملا" اجر می گذارم و به آن حسادت می کنم.حقیقت این است که من نمی توانم شما را تحمیق کنم هیچ کدام از شما را.این اصلا"برای شما یا خود من منصفانه نیست.بد ترین جنایتی که فکرش را می توانم بکنم این است که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد در صد حال می کنم بچابم.گاهی اوقات احساس می کنم باید بیش از اینکه از روی سن بایین بروم کارت خروج بزنم.من با تمام قوا سعی کردم که قدر بدانم(و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم اما کافی نیست).به این واقعیت که من و ما بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار دادیم و سر گرم کردیم اجر می گذارم.من باید از آن دسته آدم های خود شیفته ای باشم که وقتی چیزی گذشته تازه قدرش را می دانند.بسیار حساس هستم و احتیاج دارم تقریبا"بی حس باشم تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم باز یابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می شناختم و هواداران موسیقی مان قدردانی بهتری داشتم.اما هنوز نمی توانم از احساس یاس گناه و همدلی ای که نسبت به همه دارم عبور کنم.در همه ما جنبه های خوب وجود دارد و من فکر می کنم مردم را بسیار دوست دارم آنقدر زیاد که من را وحشتناک غمگین می کند.هی مرد!متولد برج حوت غمگین کوچولو حساس قدر نشناس!چرا لذت نمی بری؟؟نمی دانم..!! همسری بسیار خوب دارم که از او بلند بروازی و همدلی تراوش میشود دختری که مرا بسیار به یاد آنچه خودم بودم ما اندازد.سرشار از عشق و لذت.هر کسی را که می بیند می بوسد چون همه خوبند و هیچ اسیبی به او نمی رسانند.و این مرا به هراس می اندازد تا جایی که کنترل خود را از دست می دهم.نمی توانم این خیال را تحمل کنم که فرانسیس هم بینوا و خودویرانگر و مرگ غلطانکی شبیه به انچه من شدم بشود. دوران خوبی داشتم و من بسیار خوب و من خوشحال و مفتخرم.اما از سن هفت سالگی به کلی از تمام انسان ها متنفر شدم.تنها به این دلیل که به نظر می رسید برای مردم بسیار آسان است که ادامه بدهند و همدلی داشته باشند.فکر می کنم تنها به این دلیل که من مردم را دوست دارم و برای آنها احساس تاسف می کنم! برای نامه ها و توجه تان در طی این سالها از ته چاله سوزان و بیچان شکو خود تشکر می کنم.من دمدمی و ویری هستم دلبندم!دیگر هیچ شور و سودایی ندارم.بیاد داشته باشید که بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شد.! صلح-عشق-همدلی کرت کوبین فرانسیس و کرتنی من در محراب شما خواهم بود. کرتنی خواهش می کنم ادامه بده!به خاطر فرانسیس. برای زندگی اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود. دوستت دارم!دوستت دارم.

گزیده ای از اشعار پینک فلوید

اگر(if):

من اگر قو بودم رفته بودم. من اگر قطار بودم دير ميكردم واگر آدم خوبي بودم بيشتر از حالا با تو حرف ميزدم واگر به خواب ميرفتم خواب ميديدم. اگر ميترسيدم قايم ميشدم اگر ديوانه شوم،بي زحمت سيمهايت را در مغزم نكار. من اگر ماه بودم سرد ميشدم من اگر كتاب بودم،خم ميشدم و اگر آدم خوبي بودم فاصله هاي ميان دوستان را درك ميكردم. من اگر تنها بودم گريه ميكردم و اگر با تو بودم آسوده خاطر بودم و اگر ديوانه شوم باز هم ميگذاريد با شما همبازي شوم؟

يكي از نوبتهاي من (one of my turns):

روز به روز عشق خاكستري ميشود. چون پوست مردي در حال احتضار. شب،همه وانمود ميكنيم كه همه چيز عادي است اما من پيرتر شده ام و تو سرد مزاج تر و ديگر هيچ چيز بسيار خوشايند نيست. مي توانم حس كنم كه يكي از نوبت هايم فرا ميرسد. مثل تيغ سرد شده ام. مثل شريان بند سرد شده ام. مثل طبل تشييع جنازه سخت شده ام.

يك ماشين نو(a new machine):

 من هميشه اينجا بوده ام. من هميشه از پس اين چشم ها نگريسته ام. گويي كه بيش از يك عمر است. گاهي از انتظار خسته ميشوم. گاهي از اينجا بودن خسته ميشوم. آيا هميشه اينجور بوده؟ آيا هيچ وقت شده جز اين باشد؟ آيا هيچ وقت از انتظار خسته ميشوي؟ آيا هيچ وقت از اينجا بودن خسته ميشوي؟ نگران نباش هيچ كس تا ابد زندگي نميكند.

كوره راه :  

به راهي ميروند كه به سوي ظلمت شمال ميرود. جهره هاي خسته ي غريبه ها همدردي نشان ميدهد آنها آن اميد را پيش از اين ديده اند و اگر ميخواهي اندكي درنگ كني بگذار اندامهاي دردناكت اندكي خستگي در كنند شب پيش روي توعلامت ميدهد و تو ميداني كه نميتواني دير كني ميشنوي كه پرنده هاي شب تو را به نام ميخوانند اما نميتواني آسمان ناآرام را لمس كني. چشم هاي دردناكت را ببند و به نامت گوش بسپار مه آماس ميكند، جانوران مي خزند. غرشي را ميشنوي كه در گوشت بلندتر ميشود. ميداني كه حماقت از خودت بود اما نيروي پشت سر نميتواند بر تمام ترس هايت چيره شود. انديشه هايت را به سالهاي پيش پرتاب كن. به زماني كه هر بامدادي زنگي بود. شايد روزي فرا رسد كه شب ها مانند آن بامداد ها باشد. بگذار فكر خسته ات بياسايد، راه خويش در پيش بگير.

اميدهاي بزرگ:(high hopes):

هنگام جواني آنسوي افق آنجا در دنيايي از مغناطيس و معجزات ميزيستيم. انديشه هايمان مدام و بي مرز پرسه ميزد. زنگ ناقوس جدايي آغاز شده بود در سراسر جاده لانگ رود و بر جاده ي سنگفرش. آيا هنوز در دوراهه ديدار ميكنند؟ دسته ي ژندهپوشي كه گامهايمان را دنبال ميكردند پيش از آنكه زمان، روياهايمان را ببرد، مي دويدند انبوهي از جانوران كوچك را بر جاي مينهادند. ميكوشيدند مارا به زمين بدوزند، به يك زندگي دستخوش پوسيدگي آهسته. سبزه، سبزتر بود. نور، نورانيتر بود. شبهاي شگفتي دوستان دورمان بودند.  به فراسوي خاكستر سوزان پل هاي پشت سرمان مينگرم. به يك نظر كه طرف ديگر پل چقدر سبز بود. گامهايي كه به پيش برداشته شد دوباره در خوابگردي به پس نهاده شد با نيروي موجي خواب آلود كشيده ميشديم. بر بلندايي رفيع با پرچم در اهتزاز به بلنديهاي سرگيجه آور آن دنياي رويايي رسيديم. تا ابد در اشتياق و بلند پروازي عطشي هست كه هنوز سيراب نشده. چشمان خسته ي ما هنوز به سوي افق بال ميگشايد. هرچند بارها از اين راه رفته ايم. سبز، سبزتر بود نور، نورانيتر بود و مزه شيرينتر.  شبهاي شگفتي دوستان دورمان بودند. چه بامدادان درخشاني است. آب جاريست رود بي پايان تا ابد الا باد.

Smells Like Teen Spirit

سلاح هایتان را پر کنید و دوستان تان را بیاورید.باختن و تظاهر کردن مفرح هست.او دیگر از همه چیز خسته شده و از خودش مطمئن هست. اوه نه ، من یک کلمه زشت بلدم.سلام سلام سلام ، چقدر پست. در تاریکی خطر کمتری وجود دارد.ما اینجاییم.سرگرممان کن.احساس حماقت و واگیردار بودن می کنم.یک دورگه،یک زال،یک حشره.شور و شهوت من . بله،در بهترین کاری که انجام می دهم ، بدترین هستم.و به خاطر این هدیه احساس آمرزش می کنم.گروه کوچک ما همیشه بوده.و همیشه هم خواهد بود ، تا ابد.و فراموش کردم که چه چیزی را مزه کرده ام.اوه بله ، فکر می کنم باعث خنده ام می شود.به سختی پیدایش کردم.پیدا کردنش سخت بود.اوه خب ، در هر صورت ، مهم نیست.بله ، یک تکذیب

Something In The Way

زیر پل،تله تقّی صدا کرد.و حیواناتی که در تله افتاده اند.همگی به حیوانات خانگی من تبدیل شده اند.و من تنها با علف خودم را سیر می کنم.و چیزهایی که از آسمان می آید.ولی خوردن ماهی ها اشکالی ندارد.چون آنها احساسی ندارند.یک چیزی در راه هست.یک چیزی در راه هست...

Dumb


I'm not like them
but I can pretend
The sun is gone
but I have a light
The day is done
but I'm havin' fun
I think I'm dumb
or maybe just happy
Think I'm just happy
Think I'm just happy
Think I'm just happy
My heart is broke
but I have some glue
Help me inhale
and mend it with you
We'll float around
and hang out on clouds
Then we'll come down
have a hangover
Have a hangover
have a hangover
have a hangover
Skin the sun
fall asleep
wish away
soul is cheap
Lessons learned
wish me luck
Soothe the burn
wake me up
I'm not like them
but I can pretend
The sun is gone
but I have a light
The day is done
but I'm havin' fun
I think I'm dumb