امسالم داره تموم میشه . کم کم داریم به آخر این روز شمارم میرسیم .  ذهنم اصلا یاری نمیده اتفقاتی که افتاده مرور کنم . اما نتیجه همه امسال را میتونم به راحتی درونم حس کنم . اگه بخوام کلش رو تو یه کلمه بگم اینه که خیلی زیاده روی کردم . آره همش به همین سادگی هستش .

مرز بین خوب بودن و بد شدن فقط یه تاره مو هستش . اصلا بزار اینجوری بگم خوب بودن و بد شدن فقط اون چیزی هستش که من فقط فکر میکنم . هر چیزی ممکنه خوب یا بد باشه . من فقط صاحب چیزی هستم که تو ذهنم میگذره . ارتباط منم با دنیای خارج به ذهنم بر میگرده . اگه چیزی رو دیدم و دستور از بالا رسید که خوب این خوبه حالا میتونی دوستش داشته باشی  خوب منم به همین سادگی دوستش دارم . حالا این ممکنه یه دختر باشه یا اصلا نه یه خیار باشه . مهم اینه که من تو اون لحظه فکر میکنم دوستش دارم . از این ساده تر قانون نداریم . چون آدما اون چیزی که میبینن دوست دارن نه اون چیزی که تو هستی . حالا هر چی بیشتر به نظر برسی بیشتر بهت نزدیک میشن . البته این وسط هزاران اما اگرم میاد وسط که سرت قشنگ سوت میکشه . اما اینو من هیچ وقت دیگه نمیتونم فراموش کنم که ما ذاتا تنها هستیم و تنها صفتی که در خور ما هستش نیازمند متولد میشیم .

البته اصلا ترویج پوچ گرایی نمیکنم . اتفقا زندگی کردن رو خیلی هم دوست دارم . اما برای خودم یه قانون دارم . به تنها چیزی که میتونم اعتماد کنم چشمامه . تازه بعضی وقت ها هم دوست دارم اونم جدی نگیرم .

در آخر ساله نو رو پیشاپیش به همه دوستای خوبم تبریک میگم و از ته دل آرزو میکنم سال خوب و پر ثمری پیشه رو داشته باشید .