صد و هفتاد و پنجمین زادروزِ یوهانِس برامس

نگاهِ گذرایی بر زندگی و كارِ برامس
یوهانِس برامس در ۷ ماهِ مهی۱۸۳۳ در هامبورگ زاده شد. پدرش نوازندهی كونترباس و كُرِ بادی یعنی همان هورن بود و هزینهی زندگی خود و خانوادهاش را از راهِ نوازندگی در مجالسِ رقص و مهمانی درمیآورد.
یوهانِس ۷ سال داشت كه آموزش پیانو را شروع كرد و ۱۶ سالی بیش نداشت كه اولین اثرِ هنری خود فانتزی برای یك والسِ مشهور را ساخت كه نمونهی استعدادِ سرشار او در جوانی است. برامس از همان آغاز كار، پیانو را با چیره دستیِ بیمانندی مینواخت و بهترین آثارش را هم برای این ساز ساخته است. حتا گفتهاند كه تا زمانِ درازی، برای ساخت و تنظیمِ كارهای اركستریاش از همكارانش كمك میگرفت. او در آغازِ آهنگسازی، آثارش را با نامهای مستعار بیرون میداد و برای ردگم كردن، این آثار را با ارقامِ بالا شماره بندی میكرد.
از تشویقكنندگان و انگیزانندگانِ او در كارهایش ادوارد رِمینی، ویلوننوازِ چیرهدستِ مجار را نمیتوان ناگفته گذاشت. این هنرمند همان كسی بود كه برامس را با موسیقیِ فولكلورِ مجارستان آشنا كرد. ثمرهی این آشنایی مشهورترین و محبوبترین آثارِ برامس بود كه او از سّنِ ۲۵ سالگی به ساختنشان همت گماشت: رقصهای مجار. آهنگهای این قطعههای ۲۱ گانه، چنان سرشناس شدند كه گرچه تنها از موسیقی بومی مجاری الهام گرفته شده بودند، بعدها به عنوانِ موسیقی فولكلور بارها و بارها در مجارستان اجرا شدند.
با آشنایی برمس با زوجِ هنرمندِ ساكنِ دوسلدورف یعنی خانوادهی شومان، درِ تازهای در زندگیِ هنریِ او گشوده شد. بیست سال بیشتر نداشت كه روبرت شومان در مجلهی نقدِ موسیقی خود، مقالهای دربارهی او با عنوانِ راههای نو نوشت: «نیروی تازهای به میدان آمده است. او، كه گاهوارهاش را خدایگانانِ جمال و جلال پاییدهاند، نامش یوهانِس برامس است و از هامبورگ آمده. هرچند در سكوت و تاریكی به آفرینش دلگرم بوده، آموختهی آموزگاری بلندپایه است كه سختترین مراحلِ هنری را به وی آموزانده است. به تازگی دوست و استادِ بلندمرتبهای مرا با او آشنا كرده است. حتا از چهرهی او میتوان دید كه او را رسالتی در كار است».
میتوان گفت كه با تبلیغهای شومان، برامسِ بیستساله، یكشبه راه سد ساله پیمود و در سراسرِ اروپا به شهرت رسید. این سرشناسی آنچنان تند و غیرِمترقبه بود كه برامس خود به هراس افتاد و چندین اثر خود كه فرودست میپنداشتشان را به آتش سپرد.
یار و الهامبخش هنری برامس اما روبرت شومان نه، كه همسرش كلارا شومان بود. او كه ۱۴ سال از برامس بزرگتر بود و باوجود ادارهی شش فرزند، در سراسرِ اروپای آن روز به عنوانِ پیانونوازِ نامداری شهرت داشت، هنرمندِ جوان را شیفتهی خود ساخت. برامس در نامهای با احتیاط از روبرت شومان كه پدرخواندهی هنریش به شمار میآمد، میپرسد كه آیا او اجازه دارد اثرِ تازهساختهاش را به كلارا تقدیم كند؟
هنگامی كه روبرت شومان بر اثرِ فشارهای روانی در آسایشگاهی در بُن بستری شد، پیوندِ كلارا و برامس تنگتر و فشردهتر گردید. حاصلِ هنری این تماسها،، اثرِ شمارهی ۹ برامس است كه از مضمونهای یكی از سمفونیهای روبرت شومان گرفته شده و برای پیانو ساخته و تنظیم شده است. اگر این دو هنرمند نامهنگاریشان كه در سالهای ۱۸۵۴ـ ۱۸۵۸ ادامه یافت را خود نمیسوزاندند، بیگمان امروز ما میتوانستیم پسزمینهی بسیاری از آثارِ دورانِ جوانی هر دوشان را از میانِ آن سطرها بخوانیم. چند نامهای كه از برامس باقی مانده شیفتگی روز افزونِ او به كلارا شومان را به روشنی بازمیتاباند. در نامهای به تاریخ ۲۵ نوامبرِ ۱۸۵۴ مینویسد: «ای یارِ گرانبهای من، واژهی «تو» كه برایم نوشتی، چه مهرآمیز و آشنا مرا مینگرد. هزاران بار سپاس. از نگریستن و خواندنِ این واژه سیر نمیشوم ... نامههایِ تو مرا چون بوسهاند».
اما با مرگِ روبرت شومان در سالِ ۱۸۵۹، كلارا از هنرمندِ جوان فاصله میگیرد، به طوری كه بعدها برامس در پاسخِ نامهای از كلارا مینویسد: «احساسات و شیفتگیها یا باید خود از میان بروند، یا باید آنها را از خود راند».
با اینهمه برامس تا پایانِ عمرِ كلارا كه یك سال پیش از مرگِ خود او رخ داد، یار و همنشینِ كلارا شومان ماند. اثرِ شمارهی۱۵ او كه كنسرتوایست برای پیانو و اركستر را بازتابِ شیفتگیِ او به كلارا شومان تفسیر كردهاند.
یوهانِس برامس را پیروِ مكتب رومانتیسم میدانند. او هوادارِ موسیقی از گونهی هدفمند بود به این معنی كه آثارش همواره موضوع، حالت یا پدیدهای را در ذهنِ شنونده تداعی میكنند. برای نمونه در رقصهای مجار، باید بتوان صحنههایی از حالاتِ روحیِ مردم این كشور را تداعی كرد. آنچه گاه توفیقِ این هنرمند را به تعویق میانداخت، پیچیدگیهای تكنیكِ نواختنِ آثارِ او بود. قطعههایش را گاه چنان مشكل كل میشد نواخت كه تنها خودِ او تمام و كمال از پسِ اجرای آنها برمیآمد. هرچند برامس به موسیقیِ كلاسیك وفادار بود، آثارش الهامبخش آهنگسازانِ مدرنی چون آرنولد شونبِرگ گردید.
یوهانِس برامس جز آثارِ بسیاری كه برای پیانو ساخت، چهار سمفونی آفرید كه به نوبهی خود او را در ۲۰ سالِ آخرِ عمرش بر صدرِ آهنگسازانِ نیمهی دومِ سدهی نوزدهم میلادی نشاند.
آخرین كارهای او قطعههایی كم و بیش كلیسایی هستند كه او برای ارگ ساخته است. برامس كه در طول عمر با كلیسا و اربابِ آن كاملاً بیگانه بود، یك سال پیش از مرگ، به موسیقیِ مذهبی روی آورد. او كه گرفتارِ سرطانِ لوزالمعده شده بود، در ۱۱ قطعه برای اُرگِ كلیسا، به موضوعِ مرگ پرداخته است و آهنگهایش را بر سرودههایی ساخته كه این مضمون را دربر دارند.
یوهانِس برامس در روزِ سوم آوریل ۱۸۹۷ در ۶۳ سالگی درگذشت و در وین به خاك سپرده شد. برامس را از همان آغازِ كارش جانشین بتهوِن میخواندند ولی خود او بجای اینكه كاملاً به مكتبی وفادار بماند، دربرابر اصطلاحاتِ موسیقیِ هدفمند و موسیقیِ مطلق كه همان هنر برای هنر باشد، كارش را زیر عنوانِ موسیقیِ همیشگی معرفی میكرد و منظورش پرهیز از بحثهای داغِ موسیقیدانانِ همزمانش بود.